علیرضا جعفری فشارکی


ترجیح می دهم با ایمان به خدا محکم قدم بردارم

درباره ی من

زندگینامه: علیرضا جعفری فشارکی

 علیرضا جعفری فشارکی در سال اردیبهشت 1348 در بیمارستان فرح تهران به دنیا آمد.

زندگینامه وی به شرح زیر است: (گفتنی‌است زندگینامه، خودنوشت ‌است

پدرم: حاج محمد جعفری فشارکی

مادرم:  حاجیه خانم طاهره حقیقت دار

نام خانوادگی فشارکی برای خانواده ما، نشان از پدر بزرگ و اجدادم که متولد روستای فشارک از توابع اصفهان هستند انتخاب شده است .

پدرم انسانی زحمت کش و عاشق صله ارحام بود و در قلب همه دوستان و آشنایان جای داشت با گذشت زمان زیادی که از فوت ایشان می گذرد همواره در همه مجالس از ایشان به نیکی یاد می شود.

مادرم علاوه بر خانه‌داری در امور زندگانی با پدرم همکاری داشتند. همیشه کارهای مادرم در خاطرم هست از زدن کلچه که دکمه ای بود برای اتوبوسها و بافت انواع لباس و کیسه لیف حمام وحتی در این اواخر تدریس و آموزش بافتنی.

خانواده ما ترکیبی از شش برادر و دوخواهر است، سطح زندگی‌مان با توجه به وضع مملکت وخانواده بد نبود. تاریخ تولد شناسنامه‌ای من 1346 است. که به علت فوت برادرم و گذاشتن شناسنامه او برای من دو سال از سن واقعی من بزرگتر می باشد. من در هفت سالگی با دست فروشی کار را شروع کردم و در 12 سالگی همراه با درس مشغول کار در لوستر سازی برادرم شدم ،در سال 1366 به علت موشک باران و عدم خرید لوستر در خیابان بنی هاشم تهران در فروش کاشی و مصالح ساختمانی در مغازه پسر عموی پدرم مشغول به کار شدم.

از سال 1368تا سال 1371 مشغول خدمت سربازی بودم و در مواقع بیکاری در دفتر برادرم در خیابان طالقانی کمک به کار صادرات و واردات بودم.

بعد از سربازی درخواست کار در مصالح ساختمانی در فروشگاه شرق خیابان پیروزی به من شد ولی از آنجایی که از کار واسطه گری خوشم نمی آمد در کارگاه تولید مدارات الکترونیک مشغول به کار شدم.

در سال 1373 اولین کار برای خودم را در خانه با چاپ آرم ماشین لباسشویی کردم وخیلی زود با آقای کربیتچی مشغول کار چاپ سیلک وتامپو شدم.

هنوز چیزی از شروع کارم نگذشته بود که تلخ ترین حادثه زندگیم روی داد و پدر که همه چیز من بود در یک روز پاییزی به ناگاه من را تنها گذاشت و به ملکوت اعلی پیوست.

بعد از مراسمات سال پدر به پیشنهاد اقوام به خواستگاری دختر داییم رفته ودر سال 1376ازدواج کردم که حاصل این ازدواج دختر گلم سارا در سال 1378 بود.

در سالهای 1373 علاوه بر کارگاه چاپ کارهای عموی گرامیم خادم الرضا که مجموعه مهد خودرو را داشتند نیز اداره می کردم ودر کنار چاپ کارهای تراشکاری-دایکات-وساخت کارتن هم انجام می دام که متاسفانه به علت سهل انگاری شخصی از من کلاه برداری کرد که فشارهای زیادی متحمل شدم ،در آن سالها مجبور به پخش روزنامه وحتی مسافر کشی نیز شدم.

در سال 1380 به ناچار به اصفهان کوچ کردم و در منطقه صنعتی جی مشغول به کار تراشکاری با ماشینهای cncشدم و همزمان با کار دوره های cncو ایزو 9000 را آموختم.

در سال 1383 به پیشنهاد یکی از اقوام که علاوه بر نسبت فامیلی با هم رفیق هم بودیم کارهای عمرانی روستای فشارک پیشنهاد شد که تا به امروز مشغول آبادانی روستا و همچنین کمک به امور حسینیه ارشاد اصفهان نیز می باشم.   در این راستا از سال 1394 تا کنون در کنار دیگر کارها مشغول تولید صنایع دستی وحمایت از تولید کنندگان صنایع دستی روستایی و تولید کنندگان کوچک صنایع دستی خانگی وشهری نیز هستم که دوستان می توانند از محصولات ما در سایت www.dehbazar.ir   بازدید وبرای بهتر شدن آن ما را از نظرات خود بهره مند سازند.

توانمندی های من
استراتژی مدیریت برنامه ریزی رهبری هدف گذاری بازاریابی فروش فریلنسر تبلیغات عکاسی فیلم برداری
علایق و سرگرمی های من
استارتاپ کارآفرینی جامعه استارتاپی موزیک مطالعه یادگیری روزانه فریلنسینگ عکاسی آشپزی swiming
ارتباط با من

این بخش برای اعضا فعال قابل مشاهده است، لطفا وارد شوید.